٣ روز به تولد
امروز جمعه بود بابايي موند پيش منو بيرون نرفت از صبح خونه رو مرتب كرديم و وسايل لازم رو برداشتيم كه بريم خونه مامان وجي اخرين عكس رو تو خونه گرفتيم البته يه عكسم قبل بيمارستان ميگيرم بعدم با بابا رفتيم پارك ملت پياده روي كه من يه هو قندم افتاد صعف كردم سريع رفتيم مغازه بابايي شير و شيرني و اب پرتغال خريد براي منو و شما منم تند نتد خوردم تو هم هي تكون خوردي و دلبري كردي نفس من...
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی






٣ روز به تولد 



